اين پست فقط به خاطر درياست.فكر مي كردم شايد كه خانواده مهران گوشه ذهن دريا را مشغول كرده باشه.
رفتم به ديدار خانواده عمو مهران.ويكتور بزرگ شده.همان چشمهاي زيبا و مهربان عمو مهران اما بيني ويكتور به مادرش رفته.وقتي كه وارد شدم بي اعتماد ولي مهربان نگام كرد.مادرش گقت اين عمو كيهانته.كه يك باره مثل فنر پريد توي بغلم.كم مانده بود كه اشكام سرازير بشه.خانه بزركتر و بهتري دارن الان.مادر ويكتور گفت كه پدر اين خانه را برايمان خريد.عجيبه هيچي در اين مورد پدر به من نگفته بود.مرا باش كه فكر مي كردم اصلا از وجود آنها خبر نداره.تا كي اين مرد مي خواد اينقدر خوددار باقي بمانه خدا مي دانه.مادر ويكتور گفت كه پدر آدم فرستاد رفتيم به ديدارش.الان هم هر دوهفته يك بار مي ريم به ديدن پدر.يك پرستار هم استخدام كرده براي نگهداري ويكتور كه فارسي هم يادش ميده.داشتم از خوشحالي بال در مي آوردم.ويكتور كوچولو چند جمله هم فارسي ياد گرفته بود فكر مي كنم به زودي كامل ياد بگيره هم خودش علاقه داره و هم مادرش كه فارسي ياد بگيره.گفتم خوب تعريف كن ببينم؟تعريف كرد كه چطور يك نفر را پدر فرستاده دنبال آنها و ايشان هم كه دورا دور پدر را ميشناخته و فكر مي كرده كه من(كيهان)موضوع را به پدر گفتم.در حالي كه من روحم هم خبر نداشته.گفت كه پدر براي ويكتور شناسنامه ايراني گرفته.
گفتم ويكتور جان بزرگ شدي شكر خدا.گفت عمو من اسمم امير مهرداده.گفتم ولي سخته امير مهرداد.خيلي شيرين گفت :شما منو فقط امير صدا كن اگر برات سخته.گفتم نه من هم از اين به بعد همان امير مهرداد صدات مي كنم.چه شيرين و مليح لبخند ميزنه اين امير مهرداد.منو ديونه خودش كرد.بار اول كه ديدمش سعي كردم كه خيلي دلبسته اش نشم.اما الان..
كلي برام حرف زد مادر امير مهرداد.واينكه چطور شد كه رفت به ديدن پدر.در نگاه اول پدر زياد به دلش ننشسته بود.ميگه ولي وفتي كه كمي بيشتر با هم صحبت كرديم يدگه نمي تونستم از پدر دل بكنم.ميگه مثل كو هاي منلان هستش پدر..اسرار اميز و سر سخت در ظاهر اما وفتي كه شناختيش يك باغ پر از گل بسيار ظريف و مهربان.
كقت تمام آن چيزهايي كه دفعه قبل به امير مهرداد دادي همه را در اختيار پدر گذاشتم.ايشان هم همه كارها را به راحتي انجام داد حالا ديگه از آينده امير مهرداد خيالم راحته.ميگفت كه امير مهرداد به پدر عادت كرده وقتي كه ميريم خدمت پدر يك لحظه هم از ايشان جدا نميشه.
مادر امير مهرداد يك هنر منده و روحيه بسيار حساسي داره عجيب آدميه.بعد از اين همه سال هنوز كه از مرگ عمو مهران ميگذره هنوز لباس تيره مي پوشه.من كه فكر نمي كردم عمو مهران كسي باشه كه بتونه كسي را براي هميشه دلبسته خودش كنه.
نصف روز با هم بوديم.گفتم كه مي خوام برگردم.گفت اگر تامل بفرماييد ما هم حاظر ميشيم با هم ميريم چند وقته پدر را نديديم .
طي اين مدت كه برگشتم هنوز با پدر خصوصي صحبت نكردم.شب نشستيم .بعد از شام...
امير مهرداد و مادرش رفتن بيرون .ديگه اينجا اتاق دارن هر وقت كه بيان اتاقشان آمادس.
اولين سوال پدر راجه به دريا بود.و اينكه ايشان حالش چطوره.و .... گه گفتم من مدتهاست از ايشان بي خبرم.مظمينم كه پدر اين را هم ميدانست.گفت فكر مي كردم بتوني دريا را نگه داري .گفتم ولي پدر اين بار مقصر من نبودم..و حرفهاي ديگه هم رد و بدل شد كه بماند.
راجع به خانواده عمو مهران صحبت شد.و اينكه من كمي اظهار دلخوري كردم كه شما اين همه كار انجام دادي چه اشكالي داشت من هم در جريان قرار مي گرفتم.ولي به هر حال من از اين موضوع خيلي خوشحال شدم.
واقعا پدر چه دل بسته اين امير مهرداد شده.يك لحظه چشم از اين كوچولوي شيطان بر نميداره توي عمرم هيچوقت پدر را اينگونه شاد و راضي نديده بودم.گفت كه تمام آن اموال را براي امير مهرداد سرمايه گذاري كردم.به مادرش هم گفتم اگه ميخواد و مايله بياد با خودم زندگي كنه ولي ظاهرا اينطور راحت تره.اما هر جند روز يك بار ميان و دو سه روز پيشم ميمانند.دكتر (ا ك)همه كارهاي قانوني و حقوقي را انجام داده.
واي باور كنيد اين روز ها چقدر احساس آرامش و خوشبختي مي كنم.فكر مي كنم پدر- امير مهرداد را جاي من گذاشته براي خودش و مرا هم جايگذين عمو كرده.با اين وضعيت فكر مي كنم تا حدودي غم نبود عمو مهران براي پدر تسكين پيدا كرده.
امير مهرداد يك لحظه از پدر جدا نميشه.پدر هم فقط با امير فارسي حرف ميزنه ...واي نمي دوني دريا من كه دلم قنچ ميره وقتي پدر را اينقدر سر حال مي بينم.
با کمال پوزش چند روز امکان و وقت و فراغتی حاصل نشد .امیدوارم ببخشید.من به یاد همه شما هستم مخصوصا شادی جون و فرشته مهربان...و همه دوستان عزیزم.
راستی خواستم براتون کامنت بزارم و هر چه تلاش کردم نشد.باید دستگاه من ایرادی داشته باشه.پستهای جدید همه شماها را خوندم.راستی....یا؟اینجا این موضوع دستمزد محسوب نمیشه.فقط یک دعوت محترمانه و آن هم نه برای هر کس.نمیدانم چطور توضیح بدم..ضمن اینکه من هم آن انرژی سابق را ندارم
کیهان دیگه آن کیهان سابق نیست ای ی ی ی جونی کجایی که. ...
وقت گرفتم براي چك كردن و معاينه دندان هام.دندانپزشك خانم 35-6 ساله اي است.ايرلندي و چه مبا اهاتي مي كنه به ايرلندي بودن و آريايي بودن خودش.بعد از احوالپرسي و معارفه شروع به معاينه دندانهاي من كرد.خوب خوب ببينم اووووو 4 دندان ترميم شده داري .اينها را كجا ترميم كردي...آ ها ببينم اينجا هم يكي هست كه نياز به ترميم داره و معاينه تمام.گفت كه خوب ترميم شدن .گفتم اينها را ايران ترميم كردم.چنان با تعجب نگاه كرد كه فكر كردم اتفاق وحشت ناكي افتاده.پرسيدم چرا تعجب مي كني؟گفت كه بسيار خوب ترميم شدن فكر نمي كردم كه در انجا بتوانند به اين خوبي كار كنند.فقط از مواد نا مرغوب استفاده كردن.كه البته فكر مي كنم فقط مي خواست ايرادي گرفته باشه.گفتم تازه من در يك نقطه دور افتاده ايران بودم و البته پزشكان بسيار ماهر تري هم وجود داره كه من دسترسي نداشتم.
مردم دنياي خارج از ايران اغلب هيچ تصوري از ايران ندارند اگر هم محدود تصوري دارند بسيار نارسا و غلط.
كفتم پس شما ايرلندي هستي؟گفت بله من ايرلندي هستم و همانطور كه مي داني ايرلند يعني سرزمين آريايي ها .گفتم ظاهرا ايران هم معنيش سرزمين آرياييان است.ديدم كه از تاريح باستان ايران اطلاعات خوبي داره اين خانم اما از ايران فعلي هيچ اطلاعي نداره .بعد از اتمام كار من را دعوت به ميهماني چاي به منزل خودش كرد.و خواهش كرد كه حتما بپذيرم .چونكه مي خواست اطلاعاتي در مودد ايران بدست بياره و مسافرتي به شهرهاي تاريخي ايران بكنه.
ناچار من هم پذيرفتم البته ...
تبليغات عجيب و عريبي كه عليه ايران و ايراني در خارج از مرزهاي كشور مي شه تصورات وحشت ناكي را در اذهان مردم ديگر بوجود آوردن از ايران و ايراني.اعلب فكر مي كنند كه مردم ايران بسيار بي سواد هستند و تروريست و خشن و بي رحم.فكر مي كنم مسولين مملكت ما هم در بوجود آوردن اين تصوير از ايران مقصر هستند.ببينيد گاهي چه سوالاتي از من پرسيده مي شه:
آيا آنجا سشوار هست؟وان حمام ...حتي صابون . شامپو.....واقعا ديوانه كنندس اينجور سوالها و جواب دادن هم كه عذاب عليم.
گاهي ديدم مسولين ايران در سخنرانيها مي گن كه همه چشمهاي جهانيان متوجه ايران است.!اما واقعيت اين است كه 90% از مردم اروپا حتي نمي دانند ايران در كجاي نقشه جهان قرار داره و تفريبا گاهي با عراق آن را اشتباه مي گيرن..تازه بعد از كلي توضيح مي گن آ آ همان كه جنگ كرد با عراق....واي خداي من ...
حتي افراد با سواد و اهل مطالعه همانند اين خانم دكتر هم تقريبا چيز زيادي از ايران نمي دانند.
نمونه سوالاتي كه از من كرد را ببينيد:
آيادر ايران هوا پيما وجود داره؟شنيدم كه آنجا همه اش صحراست و طوفان شن!
آيا زنها حق دارن بيان خيابان؟
مردها حق دارن با زنها حرف بزنند.؟اگر زني بياد بيرون از خانه توسط مردها كتك مي خوره؟
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي ديوانه شدم از اي سوالهاي عجيب و عريب.
من هم ناچار گفتم :خانم محترم شما هرچه كه از ايران در ذهن داري بريز بيرون از ذهنت و اگر به من ا عتماد داري بشين تا برات وضعيت آنجا را تشرح كنم.
آخه عزيز من اگر هواپيما نبود پس من چگونه تا اينجا آمدم؟
به هر حال كلي توضيح دادم براي اين خانم دكتر عزيز كه ادعا مي كرد ايرلندي و اريايي است و قوم و خويش با اريايي هاي ايران!
به هر حال توانشتم تا حدود زيادي تصورات غلط را از ذهن ايشان پاك كنم و.............
نشست ما تا دير وقت ادامه داشت .گفت كه من به پدر زنگ مي زنم كه كيهان امشب پيش من مي ماند.خواهش مي كنم قبول كن.
خوب ديگه من هم كه حسسساسس نخواستم دلشو بشكنم.
با عرض پوزش از دوستان مجبورم كه .....
ببخشيد ديگهههههه
از وفتی که رسیدم سعی کردم که کارها را در اسرع وقت انجام بدم.آزمایشهای لازم اجام شدن.دیروز نتایج آزمایشهای اولیه را برام شرح دادن.همه چی خوبه .فقط مقدار هموگلابین خونم بالاست.دکتر گفت که آیا در منظقه کوهستانی زندگی کردی این مدت.گفتم چطور مگه.گفت که این وضعیت خاص افرادی هست که در ارتفاعات زندگی می کنند یا اینکه کوه نوردی زیاد می رن.گفتم :اتفاقا من مدتهاست که کوه نوردی نرفتم.ضمنا در یک نقطه بسیار کم ارتفاع بودم در طی ۳ سال گذشته.جایی که ارتفاع آن نزدیک به یک متر از سطح دریاست.
دکتر گفت سیگار می کشی؟گفتم بله.
گفت:پس در اثر سیگار هموگلابین خونت بالا رفته.که من هم با صدای بلند خندیدم.
دکتر گفت به چه خندیدی؟
گفتم:اگر می گفتم سیگار نمی کشم آنوقت تشخیص شما چی بود؟در این لحظه دکتر هم زد زیر خنده.
راستی که.....
دوستان عزیزم از همه شماها ممنونم که در این چند روز به یاد من بودید.همهتون را دوست دارم
| واقعا دل بستن به قاصدک خیلی سخته چون همیشه در پروازه و غیر قابل لمس یعنی هم عزیزی داری هم نداری هم میتونی داشته باشیش هم نمی تونی رو بودنش و داشتنش حساب کنی . هم غریب هم آشنا با داشتن قاصدک آدم تو برزخ .تو رویاهاش قاصدک زیباست و دوست داشتنی ولی در واقعیت نمی تونه بگه کسی را دارم وای غیر قابل توصیفه . من می دونم چه دردی تحمل می کنه عاشق یک قاصدک وای عاشق چیزی هستی که همیشه نگران رفتنش و نداشتنش هستی . غمگین می شی احساس بی کسی می کنی چون قاصدک نه می تونه و نه می خواد که همه چیزه عاشقش باشه چون طبیعتش اینه | |
|
پس قاصدک طبیعتش رفتن است و تنها گذاشتن دلهایی که بهش دل بستن به بودنش زیباییش عادت کردن پس همیشه عشاقش نا امید می شن می گن قاصدک را نمی شه برای خودمون نگه داریم که اون ساخته شده برای رفتن پس نگه داشتنش یعنی در بند کردن و اون هم که نمی تونه برای 1 نفر بمونه چون شکننده هستش و بلند پرواز . پس پا رو عشقتون بزارید و قاصدک را ازاد بزارید که به پروازش ادامه بده قاصدک پرواز کن و شاد و خندان باش که زندگی مال توه .ونگران آدمای زمینی نباش که اونا ساخته شدن برای رنج کشیدن و سختی دیدن ........قاصدک مواظب خودت باش و داروهای قاصدکیت را فراموش نکن. مطمینم که دریا اینها را نوشته به عنوان کامنت و من اینجا پست میزارم.چه زیبا و شاعرانه نوشته مثل همیشه با یک قلب صاف و زلال به وسعت همه دریاهای جهان. دریا جان قاصدک مثل همیشه فقط چند قطره اشک از گوشه چشمش جاری میشه حیف که دستان لطیف دریا نیست که مثل گذشته ها آنها را از گنونه های قاصدک پاک کنه....... نوشته شد توسط دریا و امیر کیهان در تاریخ.......... | |
اولين بار كه فهميدم گل قاصدك چيه عكس آن را روي يك
ID cartديدم.
گفتم اين مارك معنيش چيه:گفت اين گل قاصدكه.قبلا گل قاصدك را ديده بودم البته ولي اسم آن را نيمدانستم.گفتم چرا اين گل را به عنوان علامت انتخاب كردن؟گفت:گل قاصدگ به همه جا پرواز مي كنه و تا دور ترين نقاط دنيا ميره.
بعدا با دقت بيشتري به اين گل توجه كردم.بسيار ظريف و سبك و خيلي آسيب پذير.با اين وجود سبك بال به همه جا پرواز ميكنه.قاصدك يعني قاصد كوچولو.قاصد كوچولويي كه پيامي را به اقصا نقاط جهان ميرسانه.و چه با مسما انتخاب شده بود اين مارك براي آن كارت.گل قاصدك با كوچكترين تماس دست خرد ميشه.اصلا نميشه قاصدك را در دست گرفت چه گرفتن همان و در هم شكستن همان.گويي طبيعت آن را فقط براي پرواز آن هم به مناطق دوردست طراحي كرده كه پيام رسان باشه .وقتي كه كلهاي قاصدك به پرواز در ميان چه منظره عجيبي میشه و چه با شكوه .در يك لحظه و با يك نسيم ملايم به پرواز درميان و در يك چشم به هم زدن از نظر ناپديد ميشن.تا باد آنها را در كجا فرود بياره!
ميگن گل قاصدك پيام رسان فصل پاييزه.هر وقت اين گل را در پرواز ديدي بدان كه فصل گل قاصدك پاييز فرارسده.بعد از ديدن اولين عكس از گل قاصدك .به آن علاقمند شدم و سعي كردم كه اطلاعاتي در مورد آن بدست بيارم .من پرواز گل قاصدك را مشاهده كردم و .......
وقتي كه مقايشه مي كنم ميبينم من هم تمام عمرم چيزي شبيه گل قاصدك بودم .به همان سبك بالي و به همان آسيب پذيري. هر بار در نقطه اي از اين جهان و هر بار با آسيبي بر تن و روان .اما چه جان سخت و چه اميدوار....
گريزي بزنم:يك روز بعد از پياده روي زياد با هم به يك كافي شاپ رفتيم (منظور همون قهوه خانه با دكوريشن جديد) تا كمي خستگي از تن بدر كنيم .دو جوان بسيار مودب سرويس ميدادن.سفارشي داديم و من غرق در درياي چشمان زيباي دريا...
جوان سرويس مدتي بود كه سفارش را جلوي ما گذاشته بودند و محض احترام همچنان ايستاده بود و من اصلا متوجه نبودم.شايد براي چندمين بار گفت آفا امر ديگري نداري؟
آهنگي داشت پخش ميشد.گفتم اگر امكان داره آهنگ عسل بانو را برام بزار.گفت اين آهنگ غير مجازه ولي چشم .بخاطر شما من اين ريسك را مي كنم.واي كه گذاشتن يك آهن ريسك..ولي براي من و در ذهن من اين آهنگ جاودانه شد و ياد آور يكي از ارزشمند ترين لحظات عمر.
بگذريم
يكي از رويايي ترين روزهاي زندكي من بود.هر چند كوتاه اما لذت بخش.اگر تنها يك روز اينچنين در زندگي وجود داشته باشه باز اين زندگي ارزشش را داره و همين كافيه براي يك بار به دنيا آمدن.
از گل قاصدك ميگفتم و شباهت خودم به آن.آري چيزهايي هستند كه يك قاصدك هم ممكنه به آنها دل ببنده.اما طبيعت قاصدك براي دل بستن و ماندن نيست قاصد كوچك بايد برود شايد باز هم با نسيم ديگري به مبدا بركرده .
من هم عازم هستم اما دلم را اينجا جا ميزارم
اما دوستان خوبم دنيا بسيار كوچكه و يك قاصدك كوچولو و آسيب پذير به راحتي ميتونه به همه جاي آن سرك بكشه و.....همه تون را دوست دارم .راستي چه فرقي ميكنه كه آدم كجا ي دنيا باشه؟هر كجا كه باشم از پشت همين ديوار شيشه اي باز با شما حرف خواهم زد و درد دل خواهم كرد.همه تون را دوست دارم و برای همه شماها آرزوی خوشبختی می کنم
| آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد . آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند . آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است . | |
| ..... | |
| آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني. آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند . آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است . آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد . | |
| آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود | |
| آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد . آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد . آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد . آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت . *** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. *** ياد آنان گرامي . شايد ما ذره اي ميهن پرستي را از آنان بياموزيم | |
...
من اصولا آدم سخت گيري نيستم .نه در كار و نه در روابط اجتماعي.ديروز گزارش مراحل پاياني طراحي يك پروژه را به من دادن.
گفتم بياريد نگاهي بندازم.در همان نگاه اول چند اشتباه فاحش مشهود بود.مي دانشتم اگر دوباره پس بفرستم براي اصلاح فقط كار خودم را بيشتر كردم.
تاپايان وقت نشستم و اشتباهات مضحك را اصلاح كردم.براي كترل نهايي پلن ها را با خودم بردم خونه.تا دير وقت روي آنها كار كردم و خسته و كوفته بدون خوردن شام به رختخواب رفتم.صبح زود هم آمدم شركت و تا همين الان گير اصلاحات و توجيه آقايان بودم.بي اغراق از ديروز عصر تا حالا فقط 3-4 فنجان قهوه خوردم و2 پاكن سيگار كشيدم.اين همه صبر و برد باري و عصباني نشدن را از خودم انتظار نداشتم واقعا.
الان كه ساعت 14:20 است حس مي كنم كه شقيقه هام بد جوري درد ميكنند.
براي رفع خستگي بود يا هرچه نميدانم رفتم سراغ يكي از ايميلهاي قديمي.زماني دريا اين ايميل را برام درست كرده بود و بديهي ست كه خودش هم پسورد آن را داره.و متاسفانه همه ايميلهاي موجود در آن را پاك كرده .چه آنها كه من براي اشان نوشتم و چه آنهايي كه ايشان براي من نوشته بود همه را پاك كرده.نمي دانم چظور شد كه وارد قسمت سند شدم .يك ايميل كوتاه از دريا بود.كه در پايانش نوشته بود.كيهان جونم مواظب خودت باش و داروهات را به موقع بخور.
تازه بعد از 24 ساعت تاخير با ياد آوري ايشان من يادم آمد كه داروهام را نخوردم.
من كه معتقدم هميشه كسي هست كه نگران حال شما باشه و از دور مواظب سلامتي شما .
شما چه فكر مي كنيد.؟در پایان آخرین صفحه این وبلاگ یک صفحه نظر سنجی وجود داره.لطف کنید شما که تا اینجا آمدید سری هم به انتهای صفحه بزنید و نظر خودتون را در باره موضوع مطرح شده بیان کنید.