تبليغاتX
زندگی
زندگی
بدون عشق نقشی است بر آب
خودم را معرفی کردم...یبق معمول و حرفهای کلیشه ای..

سلام من کیهان هستم از کیش... سال دارم و........

جواب سلامم را داد و ایشان هم خودش را معرفی کرد.

سلام من دریا هستم از تهران و ...سالمه .... حدود ۱۵ دقیقه با هم صحبت یعنی چت کردیم.من کاری برام پیش آمده بود و باید می رفتم.از ایشان عذر خواهی کردم و خیلی ناشیانه گفتم که اگر مایل هستی ميتوني من  را اد  كني.ايشان هم خيلي مودبانه گفت كه من اد نمي كنم اگر شما مايليد اد كنيد.من هم عذر خواهي كردم و اي دي ايشان را ادد كردم و خدا حافظي كردم.

صبح روز بعد اولين كاري كه كردم به سراه اي دي دريا رفتم ايشان انلاين بود سلام و احوال پرسي معمول و سوالهايي از قبيل اينكه كارت جه و تخصصت چه تا حالا كجا بودي و.... كه من هم به همه سوالهاي ايشان پاسخ دادم و ايشان هم همچنين به سوالهاي من.

بعد از آن تقريبان هر روز به مدت نا محدود با هم چت مي كرديم و كارهايي هم كه پيش مي آمد را در بين گفتگو انجام مي داديم.

يك نكته را هم بگم كه من  با كساني كه چت مي كنم  سعي مي كنم كه صادق باشم .چونكه معتقدم انسان در مراوده بايد صداقت داشته باشد و چت كردن هم در واقع يك نوع ارتباط اجتماعي است و در آن بايد اصل را بر اعتماد گذاشت.

بعد از حدود يك هفته كه از ارتباط ما با هم گذشت يك روز دريا از من پرسيد :

حدف شما تو(دريا هميشه از كلمه تو براي خطاب استفاده ميكرد و معتقد بود كه لفظ شما خيلي رسمي است و از بكار بردن آن اجتناب مي كرد هر چند كه من اوايل كمي بهم بر مي خورد از اينكه تو خطاب بشم) از اينكه با من ارتباط بر قرار كردي چيه و  چه منظوري داري؟

من هم صاف و پوست كنده گفتم....

ادامه دارد

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 8:11  توسط کیهان  |