تبليغاتX
زندگی
زندگی
بدون عشق نقشی است بر آب
رودر رو
گفته بودی که قسم خوردی هیچوقت ر و در رو با من حرف نزنی .هیچ چیز تو به اندازه این حرفت آتش به دلم نزد.زیرا هرچه فکر میکنم نمی بینم که کناهی به این بزرگی مرتکب شده باشم.هم من دریا را خوب می شناسم و هم دریا کیهان را من فکر می کنم این حرفت فقط بخاطر اینه که احساس گناه می کنی همین و بس.

ظمنا نیازی نیست که رو در رو با من حرف بزنی زیرا من هم اصلا تمایلی به این کار ندارم.اما می تونی داستان را از زبان خودت در همینجا بنویسی دیگه چرا می خوای در وبلاگ حمیده؟

من هم خیلی مایلم که از زبان تو بشنوم داستان را و از دید تو .ببینم که چگونه بوده این ارتباط و عشق...

و بارها هم از شما خواهش کردم که چنانچه من در نوشته هام چیزی می نویسم که اشتبا است شما تذکر بدبد و خودتون آن را اصلاح کنید .شما که پسورد این وبلاگ را دارید و خیلی از پستها را خودت نوشتی !لابد یادت رفته اینطور نیست؟!

2 نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 12:59  توسط کیهان  |