شیطنت
وبلاگ زيبايي ساخته بودي .صبح كه ديدم نمي دوني چقدر خوشحال شدم.باور كن اگر عمو ومهران از در وارد مي شد و مي گفت سلام شايد اينقدر خوشحال نمي شدم. اما....بگذريم كه واقعا استادي در ناراحت كردن من.
ديگر اينكه دكتر مدتيه كه خانمش (خانم جديدش را مي گم)با خودش آورده اينجا.
از وقتي كه آمدن شيراز و اصقهان و يزد و كرمان را با هم به مسافرت رفتن.ديشب كلي سر به سرش گذاشتم.
كفتم حساب كن كه با اين سرعتي كه داريد ايران گردي مي كنيد به زودي تمان ايران را خواهيد گشت.آنوقت مطمينم كه وقتي خانمت تمام ايران را به هزينه تو مسافرت كرد تركت خواهد كرد.من اين اروپايي ها را خوب مي شناسم.پس از حالا حساب كن كه هر دانه چند دلار پاي تو آب مي خوره شايد مقرون به صرفه نباشه ها ها ها .لابد مي گي ديونه كيهان.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۵ ساعت 15:4 توسط کی- ها- ن- سین
|