سال نو پیشاپیش بر همگان خجسته باد
آرزوهایتان بر آورده
دلتان شاد
و تن وروانتان سلامت باد.آمین
نوروز1398 پیشاپیش بر همگان خجسته باد![]()
![]()
![]()
آرزوهایتان بر آورده
دلتان شاد
و تن وروانتان سلامت باد.آمین
نوروز1398 پیشاپیش بر همگان خجسته باد![]()
![]()
![]()
اما همچنان دوباره نوشته ام. بخاطر دوستان عزیزی که همیشه در کنارم بوده اند!البته نه در کنار فیزیکی !!بلکه از راه دور!خیلی از آنها را هر گز ندیدم وآرزوی دیدارشان را به گور خواهم برد.دوستانی به معنای واقعی دوست!
دلم می خواست هر طور شده به این دوستان عزیز ادای دین کنم.فکری به ذهنم رسید.طرح ذاستان بلندی در ذهن داشتم "به اسم انتخاب مسیر".
همینکه شروع به نوشتن کردم فکری به ذهنم رسید!بعله! همانند "ارشمیدس"فقید گفتم "اورکا" یعنی یافتم!
اسم هر کدام از دوستانم را روی یکی از قهرمانان داستان بلند "انتخاب مسیر "گذاشتم!جالب اینجا بود که بجز دکتر آرش دیگر هیچ کدام از دوستان تقریبن تا آخر داستان متوجه این موضوع نشدند! و تنها وقتی که دکتر آرش در این مورد کامنت نوشت همه دوستان خوشحال شدند و صد البته من خوشحالتر.
راستش جای دادن اسامی همه دوستان در آن داستان چندان هم کار آسانی نبود!مثلن اسم یکی از دوستانم "طوطی" بود و صد البته این یه اسم مستعاره!ولی من ناچار بودم همین اسم را به عنوان یکی از شخصیتهای موثر داستان بکار ببرم و صد البته که چندان راحت نبود! و با طرفند هایی این کار میسر شد!
حالا از آن دوستان که نامشان در داستان دنباله دار"انتخاب مسیر" آمده است دیگر هیچ کدام در دنیای مجازی نیستند و ارتباطشان کاملن با من قطع شده است و من همچنان دلتنگشان هستم!اغلب وبلاگهایشان را تعطیل و یا حذف کرده اند!با وجدانها دریغ از یک احوالپرسی و خبری از وضعیت خود! و این امیر کیهان دل کوچک همیشه نگرانشان.
می خواستم لینکها را مرتب کنم! شانتال " امید"دکتر آرش"طوطی"علیرضا"مریم" اقلیما"لبودا"کینکی مایند"و......همه رفته اند و دیکر نیستدند! تو گویی که رستم ز مادر نزاد! و من واقعن دلم نمی امد این لینکها را پاک کنم! اما کردم!تصمیم سختی بود! اما چاره ای نداشتم هر روز آنها جلوی چشمم بودن و من ناراحت می شدم! شاید هم کمی عصبانی ! از اینکه آن همه دوستی چرا به یکباره قطع شد!
دوستان عزیز دلتنگ همه تان هستم! مثل همیشه! مثل همان موقع ها! و مثل زمانی که گاهی با یکی از شما ها امکان ملاقاتی پیش میامد در کافه "ویونا"و خود ویونا خانم با آن رفتا متین و با وقارش! و دلتنگی همیشگی اش برای دوستان . و ما همچنان دلتنگتان هستیم!
ظاهرن چاره ای ندارم جز پاک کردن آن لینکها!البته اسامی و یاد هایشان و مهربانی هایشان هیچ وقت از ذهنم پاک نخواهد شد! و تا ابد در دل و ذهن من جای دارند همه مهربانی ها و شوخی ها و روز های خوشی که با هم داشتیم!شنی جان آبجی کوچیکه من بودی و هستی .
دوستتان دارم تا همیشه
پ.ن:http://mkihan.blogfa.com/post/385 شروع داستان خاطره انتخاب مسیر