نامها و معنی ها
مهم ترين منظور از اسم گذاري، اين است كه افراد از همديگر مشخص باشند.
از ابتداي تاريخ حيات بشر وقتي كه كودكي به دنيا مي آمده يا مدت كوتاهي
بعد از تولدش، براي اين كه از سايرين متمايز باشد، اسمي رويش مي گذاشته
اند.
اما در دوران باستاني، وقتي والدين كودكي مي خواستند اسمي روي او
بگذارند، سعي مي كردند اسمي را انتخاب كنند كه چيزي را بيان كند؛ يعني
به عبارت ديگر، معني داشته باشد. براي مثال، اسمي كه ظاهر او را تفسير
كند يا كلمه اي كه محبت آميز باشد. اسم هاي مسيحي غالباً از زبان هاي
ديگر گرفته شده اند. مثلاً «بنجامين» كه از زبان عربي گرفته شده
ست. «آندرو» از يوناني، «آمي» از لاتين و يا «آلفردو » از انگلوساكسون.
در اصل، تمام اسم ها داراي يك معني خاص بودند، مثلاً كودك دختري كه در
زمان قحطي به دنيا مي آيد، اسمش را آنا مي گذاشتند كه در زبان «سلتي»
معني قحطي مي دهد. يا كودك دختري كه موهاي طلائي داشته، «فلاويا» نام
گذاري مي شد كه در زبان لاتين معني زرد را مي دهد. يا «بلانش» كه به
فرانسه معني سفيد را مي دهد. اسم هاي ديگري كه معني خاصي دارند عبارتند
از ديويد (محبوب) سوزان ( زنبق)، دبو را (زنبور عسل)، مارگرت (مرواريد).
در انگلستان و امريكا، والدين بچه ها هر اسمي كه مايل باشند، مي توانند
روي بچه هاي خود بگذارند. ولي در فرانسه و آلمان، حتماً بايد اسم بچه ها
را از روي يك فهرست اسمي انتخاب كرد.
موقعي كه يك اسم از يك زبان به زبان ديگري، ترجمه مي شود، مفهوم هاي
جالبي پيدا مي كند. مثلاً «هنري» يك اسم «تيوتني» است، به معني «رئيس
خانواده». اين اسم به صورت هاي هاري، هال، هنريش (آلماني)، انريكو
(ايتاليائي) و بالاخره هندريك ( دانماركي) در آمده است.
اسم دوم، يا اسم خانوادگي، براي اولين بار در حدود 900 سال پيش، متداول
گشت، به خاطر اين كه، با يك اسم تنها، باز هم مشخص كردن افراد از يك
ديگر كار مشكلي بود. انتخاب نام خانوادگي از طرق مختلفي بود. مثلاً نام
خانوادگي از اسم پدر يا شهري كه زندگي مي كردند، يا نوع تجارت و از اين
قبيل چيزها انتخاب مي شده است.
+++++++++++++++
پ.ن:با تشکر از گروه ایرانیان مدرن