از مدرسه امیر تیر داد منو خواستن.اولین بار بود.امیر بچه خیلی آرام و مودب و حساسی ست.استاد پیانویش همیشه می گه این بچه بسیار حساس و خوش قلبه و درسها را سریع می گیره.با یکبار گفتن سخت ترین درسها را یاد می گیره.و راستش در هیچ موردی تا حالا من سخت گیری نکردم و همیشه کارهایش را خودش انجام می ده اگرچه گاهی در آخرین لحظه.

مدیر مدرسه می گه امیر دعوا کرده .راستش در این سن من تقرین هر روز دعوا می کردم.البته ته دلم کمی خوشحال شدم که عاقبت نمردیم و یه بار هم دعوای امیر تیر داد را دیدیم!

گفتم :امیر که بچه بسیار آرامی ست! حتمن موردی پیش آمده و الا من تا حالا هیچ نشانه خشونتی در رفتار امیر ندیدم!

مدیر گفت بله امیر بسیار خوش قلب و جنتلمن و آرام است اما امروز زده فک یکی از همکلاسی هاش را پایین آورده! و من توی دلم قند آب شد.

امیر را صدا کردند .آمد.بدون هیچ پشیمانی در چهره و سر بلند.

پسرکی که کتک خورد ه بود را هم آوردند.گفتم امیر جان پسرم چرا دوستت را زدی؟

گفت :پدر این آقا هر روز اذیت می کنه .صندلی پشت سر من نشسته  و هر و قت که اراده کنه با پشت دست به سرم ضربه می زنه.چند بار بهش گفتم این کار را نکنه ولی مسخره ام کرد. من هم فقط یه "آپر کات"بهش زدم همین!

راستش من حالا نگران"آپر کاتهای" بعدی شدم! استاد هنر های رزمی  گفته هیچ وقت از فنون رزمی علیه کسی استفاده نکن!تا حالا هم توصیه اش را بکار برده اما بنظرم گاهی همه ما ناچار می شیم از داشته هایمان استفاده کنیم.تا کی می شود مزاحمتهای کوچک دیگران را تحمل کرد!

بنظرم این بار را حق به امیر تیر داد باید داد.اما امشب باید بشینیم  با همدیگه حسابی شرایط را تحلیل کنیم!

همه معلمها امیر را دوست دارند و بنظرم این موضوع باعث حسادت بعضی از همکلاسی هایش شده.آن پسرت کتک خورده هیکلش دو برابر امیر تیر داد است. 

کلی برایشان حرف زدم و در نهایت امیر از ان پسرک عذر خواهی کرد و همدیگر را بوسیدند.امیدوارم دیگه همچین مسیله ای پیش نیاد که امیر مجبور بشه از فنون رزمی که یاد گرفته علیه کسی استفاده کنه.

پ.ن:رفتار های یک پسر نوجوان در سن بلوغ بسیار غیر قابل پیش بینی ست.باید کمی بیشتر با هم وقت بگذرانیم.