بانوی نپتونی
با تو خوابهایم برفی می شوند.زمان می گذردو من نشانت را از قالی می گیرم و زمین.
هر جا تار مویی از تو باشد یعنی تو از آنجا عبور کرده ای .
صدایت را از پشت این حصار چوبی می شنوم.
بخوان! من این موسیقی را دوست می دارم.بانو!آنچه برای توست از آن توست و نه برای دیگری.
می دانم در خود محشری بر پا کرده ای از اشک از تردید از ترس .شرم می کنی از آیینه؟به من نگاه کن. تحفه آسمانی اگر از آن تو بود که به دیگری بخشیده نمی شد.
وقتی حتا نیاز هم از آن تو نیست.
پ.ن:بر گرفته از کتاب بانوی نپتونی نوشته خانم یگانه سادات مشعلی انتشارات نوروز
پ.ن:عکسی به دست داشت از خود
آن را نشان من داد
پرسید:
با این مشخصات کسی را ندیده ای؟
تقدیم به همه بانوان وطنم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 22:42 توسط کی- ها- ن- سین
|