عزیز نسین

 

عزیز نسین نویسنده نامی و طنز پرداز ترک که سال ها زندانی سیاسی در ترکیه بود. روشنگری های سیاسی و اجتماعی اش سالها موجب زندانی و تبعید شدنش بود و جانش را نیز بر سر همین روشنگری ها گذاشت در یکی از نوشته هایش می نویسد:


بعنوان یک خبرنگار سفری به هندوستان داشتم. سوار قطاری شده بودیم، ناگهان قطار به طرز وحشتناکی ترمز کرد و ایستاد، سراسیمه پایین آمدیم و من دیدم گاوی فربه روی ریل نشسته و مانع حرکت قطار شده... به راهنمای هندی خودم گفتم چرا کسی گاو را از روی ریل خارج نمی کند تا راه قطار باز شود؟
او گفت: گاو مقدس است و کسی نمیتواند مزاحمش شود، گفتم پس چاره چیست؟
گفت: باید آنقدر صبر کنیم تا گاو با میل خودش ریل را ترک کند!

گفتم یعنی یک گاو جلو حرکت قطاری را تا هر وقت بخواهد می گیرد و کسی مانعش نمی شود؟
گفت: آری، گاو مقدس است.

و من دانستم در جوامع عقب مانده هم افراد و عقاید بظاهر مقدس، جلو ریل حرکت قطار جامعه شان نشسته اند و با وجود آنها، هیچکس جرات نمی کند آنها را از روی ریل خارج سازد... 

https://www.urbandictionary.com

Kordanize /‘kərdənaiz/ (v.) past tense: Kordanized / past participle: Kordanized 
 
1 To get Ph.D without having B.Sc. 
 

2 To deceive a nation by telling them a big lie 

 

3 To become an important person (e.g. minister) by presenting fake certificate or documents. 

4 to try to bribe someone in order to change his mind 
kordan kordanification kordanophobia kordanism kordanic kordanicly 
 
1 In this country Ph.D is just a piece of worthless paper.If i were you i would kordanize.

2 He must be sentenced to prison after he kordanized the whole country but
as he was backed by the president he could scape the justice. 
 
3 Kordanizing proves to be the best way of becoming a minister in an eastern country. 

4 Although he tried to kordanize the Parliament members but finally they voted to sack the Minister for lying 
about his fake degree
پ.ن: به هر حال ما هم لغتی داریم که وارد دیکشنری های معروف دنیا بشه!
به این کار می گن conseptualization
آدرس در عنوان مندرج است.
حوصله داشتید خودتان بخوانید و ترجمه کنید.محض اطلاع کردانی همان وزیر معروف است.

کل شیی....

به هر حال هر كس و هر چيز روزي بوجود مياد و روزي از بين ميره "كل شي هالك الي وجه ذولجلال و الاكرام"

واي گه چقدر از اين آيه خوشم مياد  با وجودي كه من آدم مذهبي نيستم ولي عجب آرامش به من مي ده اين آيه.راستی چرا گفته کل شی؟ و از کلمه هالک به معنای هلاکت و مردن استفاده شده؟مگر شیی جان دارد که بمیرد؟

و راستش این کلمه شیی مقدار زیادی مرا در بعضی از اعتقاداتم راسختر می کند!

فعلا كمي دلم گرفته ...بعدا مي نويسم.